قهرمان ميرزا عين السلطنه
7204
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شير و خورشيد سرخ امير اعلم كه رئيس مؤسسهء دروغى [ شير و ] خورشيد سرخ است هدايائى براى قشون فاتح از مردم خواسته است . مؤسسهء [ شير و ] خورشيد سرخ ما هم ثانى « شركت باختر » است . شنبه 16 جمادى الاولى ، 21 درجهء قوس - سه روز است باد ، باران است ، كمى سرد شده . كرسى و بخارى در شرف احتياج است بعضيها گذاشتهاند . ورود سردار سپه به ناصرى ابلاغيه انتشار دادند موكب مبارك وارد شهر قشنگ ناصرى شدند « 1 » . پسر خزعل شرفياب شد . خودش به واسطهء كسالت شرفياب نشد . به محمره مىروند چراغان كردند . مشايخ شرفياب شدند ، چه و چه . همه عبارات شاهانه كه اصرار داشتند منسوخ شود . قواى اعزامى خوزستان وارد شد . شهر دزفول چراغان كردند . بختياريهاى متمرد در تنگ كله شكست خوردند . قواى ما وارد رامهرمز شد . گلچين گلچين يارو را به محمره بردند . شهرت دارد روز حركت سردار سپه خزعل از بصره و بغداد چندين دسته مطرب زنانه براى پذيرائى خواسته است ( معروف است خزعل هميشه زنهاى فاحشهء خوشگل و مطاربه از مصر ، اسلامبول حتى اروپا مىبرده عيش مىكند ) . تمام حدسيات ، اسرار چيزى كه باز در ميان خواص شهرت دارد اين است انگليسها تهيهء تجزيهء عربستان « 2 » و بختيارى را ديده بودند . قضاياى مصر و تصاحب سودان ناگهان پيشآمد ، از اين خيال منصرف شدند . نخواستند ايران هم در اين موقع شريك مصر و آن گفتگوها شود . اين است ماستمالى كردند ، تا موقع آن برسد . تمام حدسيات است ، تمام اسرار است ، ما هم كه خيلى دور از سياست هستيم .
--> ( 1 ) - تلگراف از محمره است . اما نمىنويسد وارد محمره شدم . مىنويسد بندر ناصرى . ( يادداشت از نويسندهء خاطرات ) ( 2 ) - خوزستان درست است .